http://ulitaem.com/delo/narodnie-sposobi-lecheniya-angini-u-vzroslih.html народные способы лечения ангины у взрослых امروز: دوشنبه, ۳۰ مرداد , ۱۳۹۶ | ۲۰:۲۷:۲۵ как увеличить звук в премьере آخرین بروزرسانی : فروردین ۵ام, ۱۳۹۵
سرخط خبری :
فالور اینستاگرام
تبلیغات
مؤسسه خیریه محک
  • تاریخ انتشار خبر : شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۴ | کد خبر : 560
  • مشاهیر کرمانشاه

    یارمحمد خان کرمانشاهی

    یارمحمد خان کرمانشاهی

    контроллер лед подсветки

    чертежипо математике 4 класс سردار یارمحمد خان اسفندیاری زردلانی، معروف به یارمحمد خان کرمانشاهی، از فعالان مشروطه خواه عصر قاجار که در قبال ناملایمات جامعه ایران عصر مشروطیت قیام کرد و پس از مبارزات بسیار به دستور حاکم وقت کرمانشاه به قتل رسید. یارمحمد خان اسفندیاری زردلانی، معروف به یارمحمد خان کرمانشاهی، در سال ۱۲۵۸ خورشیدی (۱۲۹۶ قمری) در…

    шкода йети технические характеристики отзывы سردار یارمحمد خان اسفندیاری زردلانی، معروف به یارمحمد خان کرمانشاهی، از فعالان مشروطه خواه عصر قاجار که در قبال ناملایمات جامعه ایران عصر مشروطیت قیام کرد و پس از مبارزات بسیار به دستور حاکم وقت کرمانشاه به قتل رسید.
    یارمحمد خان اسفندیاری زردلانی، معروف به یارمحمد خان کرمانشاهی، در سال ۱۲۵۸ خورشیدی (۱۲۹۶ قمری) در “زردلانِ هُلیلان” کرمانشاه متولد شد. “سلام‌ الله جاوید” (از فعالان جنبش چپ ایران) سال تولد او را ۱۲۹۲ هجری قمری گزارش کرده است.
    یارمحمد خان فرزند “میرزا محمد خان” (محمد میرزا بیگ) از خان ‌های طایفه لک “زردلان پشت کوه” (زردلان نام یکی از طوایف شهر ایلام می باشد که برای قشلاق به پشت کوه می روند) و “بلقیس خانم” از طایفهٔ لک بالاوند است. یارمحمد خان تنها فرزند ذکور “محمد میرزابیگ” بود. او خواهری داشت که او را “عمه خانم” می نامیدند. از القاب یارمحمد خان می ‌توان به گُرد کُرد، خط ‌شکن مشروطه و سردار مجاهد اشاره کرد.
    وی خواندن و نوشتن را در مکتب آموخت، و در نوجوانی به ورزش باستانی روی آورد و پس از مدتی اشتغال به کار آزاد در سبزه میدان کرمانشاه، در آغاز جوانی در توپخانه تیپ کرمانشاه استخدام شد و با رشادت های بسیار به سرعت به درجه نایبی رسید. یارمحمد خان که از آزادی خواهان بود، پس از مبارزات بسیار در برابر مستبدان که در شهرهایی مانند تبریز، کرمانشاه انجام داد، سرانجام در مهر ۱۲۹۱ در کرمانشاه به دستور”فرمانفرما”، حاکم وقت کرمانشاه با شلیک گلوله به قتل رسید.

    نسب و خاندان
    فرزندان مرحوم “ملاعلی ‌محمد فراهانی” به نام‌ های “محمد قربان محمد عظیم”، “محمد میرزابیگ” و “محمد اکبر” از فراهان در استان مرکزی (فراهان) به یکی از روستاهای اطراف ملایر به نام “علوی” و قریه “نشر” همدان (روستای نشر از توابع بخش مرکزی شهرستان همدان در فاصله ۲۵ کیلومتری از موقعیت جغرافیایی جنوب شرقی شهر که مسیر آن از سمت جاده ملایر به سمت روستای سیاه کمر بوده) مهاجرت کردند.
    “محمد میرزا بیگ” پدر یارمحمد خان (معروف به سردار مجاهد) بود که همراه “محمد عظیم” در “نشر” ساکن می‌شوند. در آن زمان جاده مالرو از قریه “نشر” (معروف به جاده اصفهان که بازارچه‌ های زیر زمینی موجود در آن زمان برای مبادله اجناس بوده) می گذشت. علاوه بر موقعیت تجاری، این قریه دارای آب و هوایی مساعد و شرایط آبادانی ویژه بود که احتمال می ‌رود دلیل سکونت خانواده یارمحمد خان در روستای “نشر” نیز همین باشد.
    اکثرا محل تولد یارمحمد را کرمانشاه می دانند اما تحقیقات حاصله نشانگر آن می باشد که از آنجا که خانواده وی از همان ابتدا در روستای “نشر” ساکن بودند و در آنجا زندگی می کردند و روستای “نشر” از توابع همدان در فاصله ۲۵ کیلومتری از موقعیت جغرافیایی جنوب شرقی شهر که مسیر آن از سمت جاده ملایر به سمت روستای “سیاه کمر” بوده، و از آنجا که در گذشته همدان زیرمجموعه کرمانشاه بوده است، وی را اصالتا همدانی باید دانست.

    همسر و فرزندان
    یارمحمد خان همسری به نام “ام زینته” داشت که دختر دایی او بود. او چهار پسر به نام ‌های “نورمحمد خان”، “ملک محمد”، “عبدالمحمد” و “علی محمد” داشت که به جز “عبدالمحمد” همگی در اکثر مواقع در منطقه همدان همراه یارمحمد خان بودند. نام دختران یارمحمد خان نیز “قمرسلطان” و “گوهرسلطان” بوده که به جز “قمرسلطان” و “نورمحمد خان” همگی ساکن قریه “نشر” بودند. نورمحمد خان که مسئولیت نظامی داشته طبق اسناد در بیست و دوم ماه رمضان ۱۳۵۲ ق. در همدان مرحوم و در قبرستان قدیمی که در حومه “امامزاده عبدالله” همدان بوده است دفن می‌ شود.
    البته برخی کتب (“یار محمد خان سردار مشروطه” و کتاب “گرد کرد”) فقط به یک پسر و ۲ دختر از یارمحمد خان اشاره داشته ‌اند.

    پیوستن به مشروطه خواهان
    یارمحمد خان با اندیشه آزادی خواهی وارد کمیته غیرت (کمیته غیرت هم توسط “عبدالکریم غیرت” (شاعر کرمانشاهی) راه ‌اندازی شده بود. این کمیته، مبلغ اندیشه ‌های آزادی خواهانه بود) کرمانشاه شد و در کنار عده‌ای از آزادی خواهان کرمانشاه مانند “حاج آقا محمد مهدی”، “میرزاعلی خان سرتیپ خانه خراب”، “ابوالفتح میرزا دولتشاهی”، “احمد خان معتضد الدوله وزیری”، “میرزاعلی خان وزیری”، “ابوالفتح میرزا دولتشاهی” و دیگر آزادی خواهان به فعالیت پرداخت. هنگام برخورد مشروطه خواهان و مستبدان در کرمانشاه، ۲۰۰۰ تن از آزادی خواهان در کنسول گری انگلستان در کرمانشاه متحصن شد. در کرمانشاه همراه “سالار الدوله” (ابوالفتح میرزا سالارالدوله) (پسر دوم مظفرالدین شاه) برای باز کردن نمادهای قانونی مثل مجلس، روزنامه و مجامع حزبی تلاش و کوشش فراوانی کرد و علیه “ناصر المُلک” (ابوالقاسم خان قره‌ گوزلو از رجال سیاسی) که تمامی مظاهر مشروطه را تعطیل کرده بود اقدام کرد.

    مهاجرت به تهران
    پس از رفع تحصن در کرمانشاه یارمحمد همراه برادرخوانده ‌اش، “حسین خان کلاهی” معروف به ” کلاهمان” عازم تهران شد. در قم از به توپ بستن مجلس و اشغال تهران بدست قزاق‌ های “ولادیمیر پلاتونوویچ لیاخوف” (هفتمین فرمانده روسی) آگاه شد.

    نبردهای یارمحمد خان
    جنگ شرامین
    اولین نبردی که یارمحمد خان در آن شرکت داشت اردوکشی به مراغه و “جنگ شرامین” (شیرامین) بود که در ذیقعده ۱۳۲۶ ه. ق روی داد و او در سپاه “ستارخان” بود. یارمحمد به مدت ۱۱ ماه در جنگ پایداری تبریز به همراه “ستارخان” و “باقرخان” شرکت نمود. مجاهدان در این نبرد شکست خوردند و یارمحمد خان و “حسین خان” توانستند نجات پیدا کنند و به تبریز برسند.

    جنگ تبریز
    یارمحمد خان پس از ورود به تبریز، ریاست دسته ‌ای از مجاهدین را پذیرفت و محافظت و دفاع از یک ناحیه مهم تبریز را عهده ‌دار شد و تا آخرین روز جنگ‌ های تبریز با کمال صداقت و دلاوری جنگید. یارمحمد خان در تبریز در مقابله با نیروهای “محمدعلی شاه”، رشادت ‌های فراوانی از خود نشان داد. حتی وقتی روزنامه “حبل‌ المتین” که در کلکته چاپ می‌ شد از “ستارخان” و برخی دیگر ستایش کرد، خود “ستارخان” به مدیر آن نامه نوشت که از ستایش یارمحمد خان دریغ نکند و یا وقتی که “محمد علی شاه” از سلطنت خلع می ‌شود و مجلس دوم شورای ملی تشکیل می ‌شود، “ستارخان” در تلگرافی از “سید حسن تقی زاده” (نماینده آذربایجان)، می‌ خواهد که به منظور سپاس گزاری از خدمات یارمحمد خان، شغلی دولتی در تهران یا کرمانشاه به او واگذار کنند، همچنین “ستارخان” طی تلگرافی از “سپهدار” می ‌خواهد به پاس غیرت فوق ‌العاده یارمحمد خان کرمانشاهی در مقابل استبداد، ریاست نیروهای سواره یا پیاده نظامی منطقه کرمانشاه و یا هر منصب شایان دیگر به او اعطا کند تا جبران فداکاری ‌های صادقانه او صورت گرفته باشد.

    جنگ مجاهدان
    یارمحمد خان در ۲۱ محرم ۱۳۲۷ ه. ق در جنگ مجاهدان با مستبدان شرکت کرد و در حالی که سر دستگی جمعی از آزادی خواهان را داشت به اردوگاه “شجاع الدوله” حمله کرد و تلفاتی به دشمن وارد کرد.

    جنگ حکم آباد
    یارمحمد خان در ماه صفر ۱۳۲۷ ه. ق در جنگ “حکم آباد” شرکت داشت و در این نبرد شجاعت و لیاقت از خود نشان داد، “سلام الله جاوید” در کتاب “فداکاران فراموش شده” می نویسد در جنگ “حکم آباد” دلیری یارمحمد خان و برادرش و “پسر علی مسیو حاجی خان” (علی میسو خان از بنیادگذاران اجتماعیون عامیون) شهرت عمومی یافت و موجب شد انجمن ایالتی از آنها قدردانی کتبی نماید.

    جنگ آناخاتون
    در جنگ “آناخاتون” (شهری در آذربایجان شمالی) از ناحیه پا زخمی شد ولی جنگ به سود آزادی خواهان خاتمه یافت. در ۷ ربیع الاول ۱۳۲۸ ه. ق و پس از سرکوب مستبدان و استقرار مشروطه، به همراه “ستارخان” و “باقرخان” و ۱۰۰ سوار دیگر به تهران آمد.

    جداشدن از ستارخان و پیوستن به دموکراتها
    پس از استقرار مشروطه اختلاف بینش‌ های سیاسی منجر به پیدایش احزاب مختلف شد که مهمترین آن‌ ها حزب “دموکرات” (از احزاب سیاسی دوران مشروطه خواهی ایران) و “اعتدالیون” (یکی از احزاب دوران مشروطه وطرفدار تغییرات آهسته و کند بودند) بود. “ستارخان” به “اعتدالیون” نزدیک شد و یارمحمد خان کرمانشاهی به “دموکرات ها”‌ پیوست.
    تبعید ناسرانجام
    در آغاز سال ۱۲۹۰ ش. محمد ولی خان تنکابنی، معروف به سپهدار تنکابنی که پنج دوره رئیس الوزرای ایران بود؛ به عنوان “رئیس الوزرا” منصوب شد. او که از “اعتدالیون” بود ابتدا به کینه جویی از “حیدرخان عمو اوغلو” (از فعالان مشروطه و از رهبران حزب کمونیست ایران) و یارمحمد خان برخاست. از این رو یارمحمد خان شب اول فروردین ۱۲۹۰ ش. به دستور وی بازداشت و پس از دو هفته، روز ۱۳ فروردین ۱۲۹۰ ه.ش. حکم تبعیدش از ایران صادر شد.
    آنها قصد داشتند او را از طریق کرمانشاه به عراق اعزام نمایند. هنگام انتقالش از کرمانشاه مردم به هواداری وی برخاستند و با زور او را آزاد کردند. سپس “انجمن ولایتی” (تقسیمات کشوری پس از مشروطه) و مردم طی تلگراف های بسیار، لغو تبعید و اقامت یارمحمد خان در کرمانشاه را خواستار شدند و دولت ناچار آن را پذیرفت.

    اقدام برای قتل فرمانفرما
    هنگامی که سپاه “فرمانفرما” از سنندج به سوی کرمانشاه حرکت کرد، یارمحمد خان و به دنبال او “سالارالدوله” نیز از کرمانشاه به طرف سنندج رفتند، ولی دو سپاه به هم برخورد نکردند و “فرمانفرما” به کرمانشاه رسید و در دارالحکومه مستقر شد. یارمحمد خان و “سالارالدوله” سپاهی دیگر فراهم کرده و از سنندج به طرف کرمانشاه حرکت کردند.
    یارمحمد خان اعتقاد داشت که با وجود افرادی مثل “فرمانفرما” حکومت مشروطه در ایران استقرار پیدا نخواهد کرد. یارمحمد خان شب قبل از مرگش با سه نفر در مورد نقشه قتل “فرمانفرما” صحبت میکند. یک نفر “آقا براقصاب” بود که محافظت از محله “چنانی” کرمانشاه را به او سپرد. با یکی از کدخدایان و معاریف شهر هم صحبت کرد و با “حسن خان معاون الملک” (یکی از افراد با نفوذ کرمانشاه) که تفنگچی ‌های زیادی هم داشت وارد مذاکره شد ولی “حسن خان معاون الملک”، اعلام کرد که با “فرمانفرما” دوست است ولی سعی می ‌کند در جنگ طرفین، بی طرفی از خود نشان دهد. اما “آقا براقصاب” ماجرا را به “فرمانفرما” اطلاع داد.

    مرگ
    “آقا براقصاب”، “فرمانفرما” را از نقشه قتلی که یارمحمد برای او کشیده بود با خبر می کند. روز ۱۳مهر ۱۲۹۱ در ساعت ۱۰ صبح یار محمد خان با مجاهدین وارد شهر کرمانشاه شدند و اکثر مناطق شهر را تصرف کردند و به طرف ارگ دولتی شهر که “فرمانفرما” در آن مستقر بود حمله بردند. “فرمانفرما” نیروهایش را به محل ورود یارمحمد فرستاد. زیر سقف پوشیده بازار کلوچه پزها یارمحمد به همراه چند نفر مشغول رایزنی برای حمله نهایی بود که تیری از یکی از سوراخ ‌های سقف بازار شلیک شد و یکی از همراهان یارمحمد به زمین افتاد. یارمحمد خان برای ردیابی مسیر گلوله سرش را بالا آورد و تیر دوم به صورت او شلیک شد و وی را کشت.
    پیکر وی در گورستان قدیمی شهر کرمانشاه دفن شد. بعدها این گورستان تخریب شد ولی قبر سردار یارمحمد کرمانشاهی در مکانی مشخص در انبار اداره نقلیه بهداری در خیابان نقلیه شهر کرمانشاه می باشد.

    شخصیت نگاری یارمحمدخان
    نام سردار یارمحمد خان کم و بیش در کتب تاریخی دیده میشود، در کتاب “تاریخ مشروطیت ایران” نوشته “مهدی ملک زاده” (پزشک و مورخ) و کتاب “تاریخ مشروطه ایران” نوشته “احمد کسروی” (سید احمد حکم آبادی) (تاریخ نگار، پژوهش گر)، در ذیل بازگو کردن تاریخ زمان مشروطیت از رشادت های یارمحمد هم نام برده اند و به آن اشاره کردند. اما دو کتاب به طور کامل شخصیت نگاری یارمحمد را انجام دادند. کتاب ” گُرد کُرد” نوشته “اردشیر کشاورز” (کارشناس صدا و سیمای استانی در تاریخ و ادبیات و جامعه شناسی کرمانشاه)، که زندگانی سردار یارمحمد خان کرمانشاهی می باشد و در آبان سال ۱۳۷۷ توسط انتشارات طاق بستان در کرمانشاه به چاپ رسید. کشاورز این کتاب را در ابتدا به صورت سلسله مقالاتی در ۹۰ قسمت در هفته نامه باختر، چاپ کرمانشاه به چاپ رساند.
    کتاب “یارمحمد خان کرمانشاهی سردار مشروطه” به قلم “علی اکبر نقی پور” (پزشک، نویسنده و پژوهشگر تاریخ) که در تهران و در سال ۱۳۶۹ منتشرشد.

    نظرات کاربران در "یارمحمد خان کرمانشاهی"
    دانلود کتاب صوتی
    دانلود مهندسی



    ارسال