сколько по времени варится кисель امروز: دوشنبه, ۳۰ مرداد , ۱۳۹۶ | ۲۰:۲۹:۴۴ http://garut-express.com/tech/kak-mozhno-popolnet-bistro.html как можно пополнеть быстро آخرین بروزرسانی : فروردین ۶ام, ۱۳۹۵
سرخط خبری :
فالور اینستاگرام
تبلیغات
مؤسسه خیریه محک
  • تاریخ انتشار خبر : سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴ | کد خبر : 418
  • آشنائی با طبیعت وآثارباستانی کرمانشاه

    متن کتیبه داریوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی ستون یک

    متن کتیبه داریوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی ستون یک

    общая характеристика рептилий

    история москвы сайты بند ۱٫ من داریوش، شاه بزرگ، شاها شاهان ، شاه در پارس، شاه کشورها، پسر ویشتاسب، نوه ارشام هخامنشی. بند ۲٫ داریوش شاه می گوید: پدر من ویشتاسب، پدر ویشتاسب ارشام، پدر ارشام آریامن، پدر آریامن چیش پیش، پدر پیش پیش هخامنشی. بند ۳٫ داریوش شاه گوید: بدین جهت ما هخامنی خوانده می شویم که…

    где проходят масленица بند ۱٫ من داریوش، شاه بزرگ، شاها شاهان ، شاه در پارس، شاه کشورها، پسر ویشتاسب، نوه ارشام هخامنشی.

    понятие рынка товараа بند ۲٫ داریوش شاه می گوید: پدر من ویشتاسب، پدر ویشتاسب ارشام، پدر ارشام آریامن، پدر آریامن چیش پیش، پدر پیش پیش هخامنشی.

    тили тесто ру بند ۳٫ داریوش شاه گوید: بدین جهت ما هخامنی خوانده می شویم که از دیرگاهان اصیل هستیم، از دیرگاهان تخمه ما شاهان بودند.

    http://maurerracing.hu/delo/stihi-na-pohoroni-babushki.html стихи на похороны бабушки بند ۴٫ داریوش شاه گوید: ۸ تن از تخمه من شاه بودند. من نهمین هستم. ما ۹ تن پشت اند پشت ( در دو شاخه ) شاه هستیم.

    новости женского тенниса на сегодня بند ۵٫ داریوش شاه گوید: به خواست اهورا مزدا من شاه هستم . اهورا مزدا شاهی را به من داد.

    заявление по делу об административном правонарушении образец بند۶٫ داریوش شاه گوید: این است کهاز آن من شدند. به خواست اهورا مزدا من شاه آنها بودم. پارس ، عیلام ، بابل، آشور، عرب، مودرای « مصر» اهل دریا « فینیقی ها» ، سارد « لیدی» ، یونان « یونانی های ساکن آسیای صغیر» ، ماد، ارمنستان، کپدوکیه ، پرثو، زرنگ « سیستان» ، هرئی و هرات باختر« بلخ» ، سغد ، گندار « دره کابل» سک طوایف بین دریاچه آرال و دریای مازندران ، ثت گوش دره رود هیرمند، رخج « قندهار» ، مک « مکران وعمان» جمعاً ۳۲ کشور.

    к чему снится красить губы во сне بند ۷٫ داریوش شاه گوید: این است کشورهایی که از آن من شدند. به خواست اهورا مزدا بندگان من بودند. به من باج دادند. آنچه از طرف من به آنها گفته شد چه شب، چه روز همان کرده شد.

    بند ۸٫ داریوش شاه گوید: در این کشورها مردی که موافق بود، او را پاداش خوب دادم. آنکه مخالف بود، او را سخت کیفر دادم. به خواست اهورا مزدا این کشورهایی است که بر قانون من احترام گذاشتند. آن طوری که به آنها از طرف من گفته شد، همانطور کرده شد.

    بند ۹٫ داریوش شاه گوید: اهورا مزدا مرا این پادشاهی داد . اهورا مزدا مرا یاری کرد تا این شاهی به دست آورم. به یاری اهورا مزدا این شاهی را دارم.

    بند ۱۰٫ داریوش شاه گوید: این است آنچه به وسیله من کرده شد، پس از اینکه شاه شدم. کمبوجیه نام پسر کوروش از تخمه ما او اینجا شاه بود. همان کمبوجیه را برادری بود بردی نام؛ هم مادر و هم پدر با کمبوجیه. پس از آن کمبوجیه آن بردی را بکشت، به مردم معلوم نشد که بردی کشته شده. پس از آن کمبوجیه رهسپار مصر شد، مردم نافرمان شدند. پس از آن دروغ در کشور بسیار شد؛ هم در پارس، هم در ماد، هم در سایر کشورها.

    بند ۱۱٫ داریوش شاه گوید: ÷س از آن مردی مغ بود گئومات نام. او از پ ئیشی یا وودا « پی شیاووادا» برخاست. کوهی است ارکدیش ( ارکادری) نام. چون از آنجا برخاست، از ماه وی یخن مچهارده روز گذشته بمود. او به مردم چنان دروغ گفت که : من بردی پسر کوروش برادر کمبوجیه هستم. پس از آن مردم همه از کمبوجیه برگشته به سوی او شدند؛ هم پارس، هم ماد، هم سایر کشورها. شاهی را برای خود گرفت. از ماه گرم پد ۹ روز گذشته بود، آنگاه شاهی را برای خود گرفت. پس از آن کمبوجیه به دست خود مرد.

    بند ۱۲٫ داریوش شاه گوید: نبود مردی ، نه پارسی، نه مادی، نه هیچ کس از تخمه ما که شاهی را گئومات مغ باز ستاند. مردم شدیداً از او می ترسیدند که مبادا مردم بسیاری را که پیش از ان بردی را شناخته بودند بکشت. بدان جهت مردم را می کشت که مبادا مرا بشناسند که من بردی پسر کوروش نیستم. هیچ کس یارای گفتن چیزی درباره گئومات مغ نداشت تا من رسیدم. پس از آن من از اهورا مزدا مدد خواستم. اهورا مزدا به من یاری ارزانی فرمود. از ماه باگادیش ۱۰ روز گذشته بود. آنگاه من با چند مرد آن گئومات مغ و آنهایی را که برترین مردان دستیار او بودند کشتم. دژی سیک ی ووتیش ۴ ، نام سرزمینی نی سای نام در ماد آنجا او را کشتم. شاهی را از او ستاندم. به خواست اهورا مزدا من شاه شدم. اهورا مزدا شاهی را به من داد.

    بند ۱۳٫ داریوش شاه گوید: شاهی را که از تخمه ما برداشته شده بود، آن را من برپا کردم. من آن را در جایش استوار نمودم. چنانکه پیش از این بود همان طور من کردم. من پرستشگاه هایی را که گئومات مغ ویران کرده بود، مرمت نمودم. به مردم چراگاه ها و رمه ها و غلامان و خانه هایی را که گئومات مغ ستانده بود باز گرداندم. من مردم را در جایش استومار نمودم؛ هم پارس، هم ماد و سایر کشورها را. چنان که پیش از این بود آنچه گرفته شده بود برگرداندم. به خواست اهورا مزدا من این را کردم. من کوشیدم تا خاندان ما را در جایش استوار نمایم؛ چنان که پیش از این بود. آن طور من کوشیدم به خواست اهورا مزدا تا گئومات مغ خاندان ما را برنگیرد.

    بند ۱۴٫ داریوش شاه گوید: این است آنچه من کردم پس از آنکه شاه شدم.

    بند ۱۵٫ داریوش شاه گوید: چون من گئومات مغ را کشتم، پس از آن مردی آثرین « آثرینا» نام پسر او در خوزستان شاه هستم. پس از آن خوزیان نافرمان شدند. به طرف آن آثرین گرویدند. او در خوزستان شاه شد. و مردی بابلی ندئیت ب ئیر « نیدنیتوبل» نام پسر ائین ئیر او در بابل برخاست. چنین مردم را بفریفت که : من نبوکدر چر پسر نبتون ئیت هستم. پس از آن همه مردم بابلی به طرف آن ندئیت ب ئیر گرویدند. بابل نافرمان شد. او شاهی را در بابل گرفت.

    بند ۱۶٫ داریوش شاه گوید: پس از آن من رهسپار بابل شدم به سوی آن ندئیت ب ئیر که خود را نبوکدرچر می خواند. سپاه ندئیت ب ئیر دجله را در دست داشت. آنجا ایستاد. و آب عمیق بود. پس از آن من سپاه را بر مشک ها قرار دادم. پاره ای بر شتر سوار کردم. برای عده ای اسب تهیه کردم. اهورا مزدا به ن یاری ارزانی فرمود. به خواست اهورا مزدا دجله را گذشتیم. آنجا آن سپاه ندئیت ب ئیر را بسیار زدم. از ماه اثری یادی ی ۵، ۲۶ روز گذشته بود.

    بند ۱۷٫ داریوش شاه گوید: پس از آن من رهسپار بابل شدم. هنوز به بابل نرسیده بودم، شهری زازان نام کنار فرات آنجا این ندئیت ب ئیر که خود را نبوکدرچر می خواند، با سپاه بر ضد من به جنگ کردن آمد. پس از آن جنگ کردیم. اهورا مزدا به من یاری ارزانی فرمود. به خواست اهورا مزدا من سپاه ندئیت ب ئیر را بسیار زدم. بقیه به آب انداخته شد. آب آن را برد. از ماه انامک ۶ ، ۲ روز گذشته بود که چنین جنگ کردیم.

    http://xn--e1aaobdfmbffgxj.xn--p1ai/tech/sostav-real-madrida-na-segodnyashniy-den.html состав реал мадрида на сегодняшний день ستون دو

    بند ۱٫ داریوش شاه گوید: پس از آن ندئیت ب ئیر با سواران کم گریخت، رهسپار بابل شد. پس از آن من رهسپار بابل شدم. به خواست اهورا مزدا هم بابل گرفتم، هم ندئیت ب ئیر را گرفتم. پس از آن من ندئیت ب ئیر را در بابل کشتم.

    بند ۲٫ داریوش شاه گوید: مادامی که من در بابل بودم، این است کشورهایی که نسبت به من نافرمان شدند؛ پارس، خوزستان، ماد، آشور، مصر، پارت ، مرو، ثت گوش، سکاییه.

    بند ۳٫ داریوش شاه گوید: مردی، مرتی ی نام پسر چین چی خری شهری گوگن کا نام در پارس آنجا ساکن بود. او در خوزستان برخاست. به مردم چنین گفت که من ایمنیش شاه در خوزستان هستم.

    بند ۴٫ داریوش شاه گوید: آن وقت من نزدیک خوزستان بودم. پس از آن خوزی ها از من ترسیدند. مرتی ی را که سر کرده آنان بود، گرفتند و او را کشتند.

    بند ۵٫ داریوش شاه گوید: مردی مادی فرورتیش نام در ماد برخاست. چنین به مردم گفت که: من خش ثرئیت از تخمه هوخشتر هستم. پس از آن سپاه ماد که در کاخ او بود نسبت به من نافرمان شد به سوی آن فرورتیش رفت « گرویدند» او در ماد شاه شد.

    بند ۶٫ داریوش شاه گوید: سپاه پارسی و مادی که تحت فرمان من بود، آن کم بود. پس از آن من، سپاه فرستادم. ویدرن نام پارسی بنده من، او را سرکرده آنان کردم. چنان به آنها گفتم: فرا روید آن سپاه مادی را که خود رااز آن من نمی خواند بزنید. پس از آن، آن ویدرن با سپاه روانه شد. چون به ماد رسید، شهری ماروش نام در ماد آنجا با مادیها جنگ کرد. آن که سر کرده مادیها بود، او آن وقت آنجا نبود. اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد. از ماه انامک ۲۷ روز گذشته بود. آنگاه جنگ ایشان در گرفت. پس از آن سرزمینی کمپند نام در ماد آنجا برای من بماند تا من به ماد رسیدم.

    بند ۷٫ داریوش شاه گوید: دادرشی نام ارمنی بنده من، من او را فرستادم به ارمنستان. پنین به او گفتم: پیش رو و آن سپاه نافرمان را که خود را از آن من نمی خواند بزن. پس از آن دادرشی رهسپار شد. چون به ارمنستان رسید، پس از آن نافرمان گرد :آمده به جنگ کردن علیه دادرشی فرا رسیدند. دهی زوزهی نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند. اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد. از ماه ثورواهر ۸۷ روز گذشته بود چنین جنگ کرده شد.

    بند ۸٫ داریوش شاه گوید: باز دومین بار نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن علیه دادرشی فرا رسیدند، دژی تیگر نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند. اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزداد سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد. از ماه ثورواهر ۱۸ روز گذشته بود. آنگاه جنگ ایشان در گرفت.

    بند ۹٫ داریوش شاه گوید: باز سومین بار نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن علیه دادرشی فرا رسیدند. دژی اویما نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند. اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نارمان را بسیار بزد. از ماه ثائیگر چی ۹،۸ روز گذشته بود. آنگاه جنگ ایشان درگرفت. پس از آن دادرشی به خاطر من درارمنستان ماند تا من به ماد رسیدم.

    بند ۱۰٫ داریوش شاه گوید: پس از آن وامیس نام پارسی بنده من او را فرستادم ارمنستان و چنین به او گفتم: پیش رو و سپاه نافرمان که خود را از آن من نمی خواند، آن را بزن . پس از آن وامیس رهسپار شد. پون به ارمنستان رسید، پس از آن نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن علیه وامیس فرا رسیدند. سرزمینی ایزلا ۹ نام در آشور آنجا جنگ کردند. اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار زد. از ماه انامک ۱۵ روز گذشته بود. آنگاه جنگ ایشان در گرفت.

    بند ۱۱٫ داریوش شاه گوید : باز دومین بار نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن علیه وامیس فرا رسیدند. سرزمینی ااتی یار نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند. اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بز. نزدیک پایان ماه ثورواهر آنگاه جنگ ایشان درگرفت. پس از آن وامیش برای من ( منتظر من ) در ارمنستان بماند تا من به ماد رسیدم.

    بند ۱۲٫ داریوش شاه گوید: پس از آن من از بابل بدر آمدم. رهسپار ماد شدم. چون به ماد رسیدم شهری کوندروش نام در ماد آنجا فرور تیش که خود را شاه در ماد می خواند، با سپاهی به جنگ کردن علیه من آمد. پس از آن جنگ کردیم. اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا سپاه آن فرورتیش را بسیار زدم. از ماه ادوکن ئیش ۱۰ ۲۵ روز گذشته بود که چنین جنگ کرده شد.

    بند ۱۳٫ داریوش شاه گوید: پس از آن ، فرورتیش با سواران کم گریخت. سرزمینی ری نام در ماد از آن سو روانه شد. پس از آن من سپاهی دنبال او فرستادم. فروریش گرفته شده به سوی من آورده شد. من هم بینی، هم دو گوش، هم زبان او را بریدم. و یک چشم او را کندم. بسته بر دروازه کاخ من نگاشته شد. همه او را دیدند. پس از آن او را در همدان دار زدم و مردانی که یاران برجسته او بودند، آنها را در همدان در درون دژ آویزان کردم.

    بند ۱۴: داریوش شاه گوید: مردی چی ثر تخم نام سگارتی او نسبت به من نافرمان شد. چنین به مردم گفت: من شاه در سگارتیه از تخمه هوخشتر هستم. پس از آن من سپاه پارسی و مادی را فرستادم. تخمس پاد نام مادی بنده من، او را سردار آنان کردم. چنین به ایشان گفتم: پیش روید سپاه نافرمان را که خود را از آن من نمی خواند آن را بزنید. پس از آن تخمیس پاد با سپاه رهسپار شد. با چی ثر تخم جنگ کرد. اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بزد و چی ثر تخم را گرفت. و به سوی من آورد. پس از آن من هم بینی، هم دو گوش او را بریدم و یک چشم او را کند. بسته بر دروازه کاخ من نگاهداشته شد. همه مردم او را دیدند. پس از آن او را در اربل دار زدم.

    بند ۱۵٫ داریوش شاه گوید: این است آنچه به وسیله من در ماد کرده شد.

    بند ۱۶٫ داریوش شاه گوید: پارت و گرگان نسبت به من نافرمان شدند. خودشان را از آن فرورتیش خواندند. ویشتاسپ پدر من او در پارت بود. او را مردم رها کردند و نافرمان شدند. پس از آن ویشتاسپ با سپاهی که پیرو او بود، رهسپار شد. شهری ویشپ ازاتی نام در پارت آنجا با پارتیها جنگ کرد. اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا، ویشتاسپ آن سپاه نافرمان را بسیار بود. از ماه وی یخن ۲۴ روز گذشته بود. آنگاه جنگ ایشان در گرفت.

    правила еэк оон 10 03 ستون سه

    بند ۱٫ داریوش شاه گوید: پس از آن من سپاه پارسی را از ری نزد ویشتاسپ فرستادم. پون آن سپاه نزد ویشتاسپ رسید، پس از آن ویشتاسپ آن سپاه را گرفت. و رهسپار شد. شهری پتی گرب نا نام در پارت آنجا با نافرمانان جنگ کرد.

    اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا ویشتاسپ آن سپاه نافرمان را بسیار بزد. از ماه گرم پد ۱ روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان در گرفت.

    بند ۲٫ داریوش شاه گوید: پس از آن کشور از آن من شد. این است آنچه به وسیله من در پارت کرده شد.

    بند ۳٫ داریوش شاه گوید: کشوری مرو نام به من نافرمان شد. مردی فراد نام مروزی او را سردار کردند . پس از آن من دادرشی نام پارسی بنده من شهربان در باختر نزد او فرستادم. چنین به او گفتم: پیش رو آن سپاهی را که خود را از آن من نمی خواند بزن. پس از آن دادرشی با سپاه رهسپار شد. با مروزیها جنگ کرد . اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد. او ماه آثری یادی ی ۲۳ روز گذشته بود. آنگاه جنگ ایشان در گرفت.

    بند ۴٫ داریوش شاه گوید: پس از آن کشور از من شد. این است آنچه به وسیله من در باختر کرده شد.

    بند ۵٫ داریوش شاه گوید: مردی وهیزدات نام شهری تاروا نام در سرزمینی ی اوتی یا نام در پارس آنجا ساکن بود. او برای بار دوم در پارس برخاست. چنین به مردم گفت: من بردی ی پسر کوروش هستم. پس از آن سپاه پارسی در کاخ که پیش از این از انشن آمده بود آن نسبت به من نافرمان شد. به سوی آن وهیزات رفت ( گروید) او در پارس شاه شد.

    بند ۶٫ داریوش شاه گوید: پس از آن من سپاه پارسی ومادی را که تحت فرمان من بودند فرستادم. ارت وردی ی نام پارسی بنده من، او را سردار آنان کردم. سپاه دیگر پارسی از عقب من رهسپار ماد شد. پس از آن ارت وردی ی با سپاه رهسپار شد. چون به پارس رسید، شهری رخا نام در پارس در آنجا آن و هیزدات که خود را بردی ی می خواند با سپاه به جنگ کردن علیه ارتوردی ی آمد پس از آن جنگ کردند. اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا سپاه آن و هیزدات را بسیا بزد. از ماه ثورواهر ۱۲ روز گذشته بود، آنگاه جنگ ایشان در گرفت.

    بند ۷٫ داریوش شاه گوید: پس از آن ، آن وهیزدات با سواران کم گریخت. رهسپارپ ئی شی را اوادا شد. از آنجا سپاهی به دست آورد. از آن پس به جنگ کردن علیه ارت وردی ی آمد. کوهی پرگ نام در آنجا جنگ کردند. اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا سپاه من آن وهیزدات را بسیار بزد. از ماه گرم پد ۵ روز گذشته بود. آنگاه جنگ ایشان درگرفت و آن و هیزدات و مردانی را که نزدیک ترین پیروان او بودند گرفتند.

    بند ۸٫ داریوش شاه گوید: پس از آن، و هیدات را و مردانی ه پیروان نزدیک او بودند در شهری او و ادائیچ ی نام در پارس در آنجا آنها را دار زدم.

    بند ۹٫ داریوش شاه گوید: این است آنچه به وسیله من در پارس کرده شد.

    بند ۱۰٫ داریوش شاه گوید: آن و هیزدات که خود را بردی ی می خواند او سپاه رخج فرستاده بود. علیه وی وان نام پارسی بنده من، شهربان رخج و مردی را سردار آنها کرده بود. و چنین به ایشان گفت: پیش روید وی وان را و آن سپاهی را که خود را از آن داریوش شاه می خواند بزنید.

    پس از آن ، آن سپاهی که و هیزدات فرستاده بود به جنگ کردن علیه وی وان رهسپار شد. دژی کاپیش کانی نام در آنجا جنگ کردند. اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد. از ماه انامک ۱۳ روز گذشته بود، آنگاه جنگ ایشان در گرفت.

    بند ۱۱٫ داریوش شاه گوید: باز از آن پس نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن علیه وی وان فرا رسیدند. سرزمینی گندوتو نام در آنجا جنگ کردند. اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا سپاه من آ« سپاه نافرمان را بسیار بزد. از ماه وی یخن ۷ روز گذشته بود، آنگاه جنگ ایشان درگرفت.

    بند ۱۲٫ داریوش شاه گوید: پس از آن، آن مردی که سردار آن سپاه بود که وهیزدات علیه وی وان فرستاده بود، با سواران کم گریخت. به راه افتاد. دژی ارشادا نام در رخج از کنار آن برفت. پس از آن وی وان با سپاهی دنبال آنها رهسپار شد.

    در آنجا او مردانی که نزدیک ترین پیروانش بودند گرفت و کشت.

    بند ۱۳٫ داریوش شاه گوید: پس از آن کشور از آن من شد. این است آنچه در رخج به وسیله من کرده است.

    بند ۱۴٫ داریوش شاه گوید: چون در پارس و ماد بودم، باز دومین بار بابلیان نسبت به من نافرمان شدند. مردی ارخ نام ارمنی پسر هلدیت او در بابل برخاست. سرزمینی دبال نام در آنجا به مردم دروغ گفت که من نبوکدرچر پسر نبون هستم. پس از آن بابلیان نسبت به من نافرمان شدند. به سوی آن ارخ رفتند ( گرویدند) . او بابل را گرفت. او در بابل شاه شد.

    بند ۱۵٫ داریوش شاه گوید: پس از آن من سپاهی به بابل فرستادم. ویندفرنا نام پارسی بند من، او را سردار کردم. چنین به آنها گفتم: پیش روید آن سپاه بابلی را که خود را از آن من نمی خواند بزنید. پس از آن ویندفرنا با سپاهی رهسپار بابل شد. اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا، ویندفرنا بابلیان را بزد و اسیر آورد. از ماه ور کزن ۱۱ ۲۲ روز گذشته بود. آنگاه آن ارخ را که به دروغ خود را نبوکدرچر می خواند و مردانی که نزدیک ترین پیروان او بودند گرفت. فرمان دادم آن ارخ و مردانی که نزدیک ترین یاران او بودند، در بابل به دار آویخته شدند.

    http://duoscontabilidade.com.br/leon/boli-v-rukah-prichini-narodnie-sredstva.html боли в руках причины народные средства ستون چهارم:

    بند۱٫ داریوش شاه گوید: این است آنچه به وسیله من در بابل کرده شد.

    بند ۲٫ داریوش شاه گوید: این است آنچه من به خواست اهورا مزدا در همان یک سال پس از آن که شاه شدم کردم. ۱۹ جنگ کردم. به خواست اهورا مزدا من آنها را زدم و ۹ شاه گرفتم.

    یکی گئومات مغ بود. او دروغ گفت، چنین گفت: من بردی ی پسر کوروش هستم. او پارس را نافرمان کرد. یکی آثرین نام خوزی. او دروغ گفت. چنین گفت: من در خوزستان شاه هستم. او خوزستان را نسبت به من نافرمان کرد.

    یک ندئیت ب ئیر نام بابلی. او دروغ گفت، چنین گفت: من نبودکدرچر پسر نبون ئیت هستم. او بابل را نافرمان کرد. یکی مرتی ی نام پارسی. او دروغ گفت، چنین گفت: من ایمنیش در خوزستان شاه هستم. او خوزستان را نافرمان کرد.

    یکی فرورتیش نام مادی. او دروغ گفت، چنین گفت: من خش ثرئیت از دودمان هوخشتر هستم. او ماد را نافرمان کرد. یکی چی ثرتخم نام اس گرتی او دروغ گفت، چنین گفت: من در اس گرت ۱۲ شاه هستم. از دودمان هوخشتر اواس گرت را نافرمان کرد. یکی فراد نام مروزی. او دروغ گفت، چنین گفت: من در مرو شاه هستم. او مرو را نافرمان کرد. یکی و هیزدات نام پارسی. او دروغ گفت، چنین گفت: من بردی ی پسر کوروش هستم او پارس را نافرمان کرد.

    یکی ارخ نام ارمنی. او دروغ گفت، چنین گفت: من نبوکدر چر پسر نبودن ئیت هستم. او بابل را نافرمان کرد.

    بند ۳٫ داریوش شاه گوید: این ۹ شاه را من در این جنگها گرفتم.

    بند ۴٫ داریوش شاه گوید: این است کشورهایی که نافرمان شدند. دروغ آنها را نافرمان کرد که اینها به مردم دروغ گفتند. پس از آن اهورا مزدا آنها را به دست من داد هر طور میل من بود همانطور با آنها کردم.

    بند ۵٫ داریوش شاه گوید: تو که از این پس شاه خواهی بود، خود را قویاً از دروغ بپای. اگر پنان فکر کنی که کشور من در امان باشد، مردی که دروغ زن باشد او را سخت کیفر بده.

    بند ۶٫ داریوش شاه گوید: این است آنچه من کردم. به خواست اهورا مزدا در همان یک سال کردم. تو که از این پس این نبشته را خواهی خواند، آنچه به وسیله من کرده شده ترا باور شود. مبادا آن را دروغ بپنداری.

    بند ۷٫ داریوش شاه گوید : به خواست اهورا مزدا و خودم بسیار کارهای دیگر کرده شد که آن در این نبشته نوشته شده است به آن جهت.

    بند ۹٫ داریوش شاه گوید: شاهان پیشین را مادامی که بودند، چنان کرده هایی نیست که به وسیله من به خواست اهورا مزدا در همان یک سال کرده شد.

    بند ۱۰٫ داریوش شاه گوید: اکنون آنچه به وسیله من کرده شد، آن را باور آید. همچنین به مردم بگو، پنهان مدار. اگر این گفته را پنهان نداری به مردم بگویی، اهورا مزدا دوست تو باد و دودمان تو بسیار و زندگی ات دراز باد.

    بند ۱۱٫ داریوش شاه گوید: اگر این گفته را پنهان بداری، به مردم نگویی؛ اهورامزدا دشمن تو باشد و ترا دودمان مباد.

    بند ۱۲٫ داریوش شاه گوید: این است آنچه من کردم. در همان یک سال به خواست اهورا مزدا کردم. اهورامزدا مرا یاری کرد و خدایان دیگری که هستند.

    بند ۱۳٫ داریوش شاه گوید: از آن جهت اهورا مزدا مرا یاری کرد و خدایان دیگری که هستند که پلید نبودم. دروغگو نبودم. تبهکار نبودم. نه من، نه دودمانم. به راستی رفتار کردم. نه به ضعیف ، نه به توانا زور نورزیدم. مردی که دودمان من همراهی کرد، او را نیک نواختم. آن که زیان رسانید، او را سخت کیفر دادم.

    بند ۱۴٫ داریوش شاه گوید: تو که از این پس شاه خواهی بود، مردی که دروغگو باشد یا آن که تبهکار باشد دوست آنها مباش؛ به سختی آنها را کیفر ده.

    بند ۱۵٫ داریوش شاه گوید: تو که از پس این نبشته را که من نوشتم یا این پیکرها را ببینی، مبادا آنها را تباه سازی. تا هنگامی که توانا هستی، آنها را نگاه دار.

    بند ۱۶٫ داریوش شاه گوید: اگر این نبشته یا این پیکرها را ببینی و تباهشان نسازی و تا هنگامی که ترا توانایی است نگاهشان داری، اهورا مزدا ترا دوست باد و دودمان بسیار و زندگی ات دراز باد و آنچه کنی، اهورا مزدا آن را براندازد.

    بند ۱۷٫ داریوش شاه گوید: اگر این نبشته یا این پیکرها ا ببینی و تباهشان سازی و تا هنگامی که ترا توانایی است نگاهشان نداریف اهورا مزدا ترا زننده باد و ترا دودمان مبد و آچه کنی، اهورا مزدا آن را براندازد.

    بند ۱۸٫داریوش شاه گوید: اینها هستند مردانی که وقتی من گئومات مغ را که خود را بردی ی می خواند کشتم، در آنجا بودند. در آن موقع این مردان همکاری کردند، پیروان من بودند؛ ویدفرنا پسر وایسپار پارسی، اوتان نام پسر ثوخر پارسی، گئوبروو نام پسر مردونی ی پارسی، ویدرن نام پسر بگابیگ ن پارسی ، بگ بوخش نام پسر داتووهی پارسی، اردمنیش نام پسر وهاگ پارسی.

    بند ۱۹٫ داریوش شاه گوید: تو که از این پس شاه خواهی بود، دودمان این مردان را نیک نگهداری کن.

    بند ۲۰٫ داریوش شاه گوید: به خواست اهورا مزدا این نبشته را من به طریق دیگر نیز کردم. به علاوه به زبان آریایی بود؛ هم روی لوح، هم روی چرم تصنیف شد. این نبشته به مهر تایید شد. پیش من هم نوشته هم خوانده شد. پس از آن من این نبشته را همه جا در میان کشورها فرستادم، مردم پذیرا شدند.

    бои без правил правила соревнований ستون پنج

    بند ۱٫ داریوش شاه گوید: این است انچه من در دومین و سومین سال پس از آن که شاه شدم کردم. کشور خوزستان نافرمان شد. مردی خوزی ات ئیت نام او را سردار کردند. پس از آن من سپاهی به خوزستان فرستادم. مردی گئوبروو نام پارسی بنده من او را آنها سردار کردم. پس از آن گئو بروو با سپاه رهسپار خوزستان شد. با خوزیها جنگ کرد. پس از آن گئوبروو خوزیها را بزود و تارومار کرد و سردار آنها را گرفت. به نزد من آورد و من او را کشتم. پس از آن کشور از آن من شد.

    بند۲٫ داریوش شاه گوید: آن خوزیها بی ایمان بودند و اهورا مزدا از طرف آنها پرستش نمی شد. من اهورا مزدا را می پرستیدم. به خواست اهورامزدا هر طور میل من بود همان طور با آنها کردم.

    بند ۳٫ داریوش شاه گوید: آن که اهورامزدا بپرستید تا هنگامی که توانایی دارد- چه زنده چه مرده- شادی از آن او خواهد بود.

    بند ۴٫ داریوش شاه گوید: پس از آن با سپاه به سوی سکاییه رهسپار شدم: در دنبال سکاها آنها که خود تیز دارند. پون به نزدیک دریا رسیدم، پس با تمام سپاه با کلک از آن گذشتم. پس از آن من سکاها را بسیار بزدم. سردار دیگری را از آن سکاها گرفتم. او بسته به نزد من آورده شد و او را کشتم. سردار ایشان سکونخا نام او را گرفتند و به نزد من آوردند. آنگاه چنان که میل من بود دیگری را سردار کردم . پس از آن کشور از آن من شد.

    بند ۵٫ داریوش شاه گوید: آن سکاها بی ایمان بودند و اهورا مزدا از طرف آنها پرستش نمی شد. من اهورا مزدا را می پرستیدم. به خواست اهورا مزدا هر طور میل من بود همانطور با آنها کردم.

    بند ۶٫ داریوش شاه گوید: آن که اهورا مزدا را بپرستد تا توانایی دارد – چه زنده چه مرده- شادی از آن او خواهد بود.

    bisoton-darush1 bisoton-darush2 bisoton-darush-2 bisoton-darush2-1 bisoton-darush2-3 bisoton-darush2-4 bisoton-darush2-5 bisoton-darush2-6 bisoton-darush2-7 bisoton-darush2-9 bisoton-darush2-10 bisoton-darush2-11 bisoton-darush3 bisoton-darush3-1 bisoton-darush3-2 bisoton-darush3-4 bisoton-darush3-5 bisoton-darush3-6 bisoton-darush3-7 bisoton-darush3-8 bisoton-darush3-9 bisoton-darush3-10 bisoton-darush4 bisoton-darush4-1 bisoton-darush4-2 bisoton-darush4-3 bisoton-darush4-4 bisoton-darush4-5 bisoton-darush5 bisoton-darush6 bisoton-darush7 bisoton-darush8 bisoton-darush-8 bisoton-darush9

    آثارباستانی کرمانشاه

    کتیبه داریوش

    نظرات کاربران در "متن کتیبه داریوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی ستون یک"
    دانلود کتاب صوتی
    دانلود مهندسی



    ارسال