воронеж старый оскол расписание автобусов امروز: دوشنبه, ۳۰ مرداد , ۱۳۹۶ | ۲۰:۳۰:۰۲ http://taskforcenieuwwest.nl/community/magazin-agat-naberezhnie-chelni-katalog-tovarov.html магазин агат набережные челны каталог товаров آخرین بروزرسانی : فروردین ۶ام, ۱۳۹۵
سرخط خبری :
فالور اینستاگرام
تبلیغات
مؤسسه خیریه محک
  • تاریخ انتشار خبر : سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴ | کد خبر : 415
  • آشنائی با طبیعت وآثارباستانی کرمانشاه

    آشنائی با طبیعت وآثارباستانی کرمانشاه-کتیبه ها

    ترجمه متون کتیبه ها کتیبه داریوش در ۳۰ کیلومتری شرق کرمانشاه و در ارتفاع صد متری، بر روی صخره ای کتیبه داریوش دیده می شود. چشمه بیستون محل اطراق کاروان ها در دوران های مختلف بوده است ؛ به همین دلیل بسیاری کتیبه داریوش را دیده اند و شرحی از آن در سفرنامه ها یا…

    ترجمه متون کتیبه ها


    http://inoxsys.de/community/dolzhnostnie-instruktsii-zaveduyushego-pekarni.html должностные инструкции заведующего пекарни کتیبه داریوش
    در ۳۰ کیلومتری شرق کرمانشاه و در ارتفاع صد متری، بر روی صخره ای کتیبه داریوش دیده می شود. چشمه بیستون محل اطراق کاروان ها در دوران های مختلف بوده است ؛ به همین دلیل بسیاری کتیبه داریوش را دیده اند و شرحی از آن در سفرنامه ها یا خاطراتشان نوشته اند. از قدیم ترین آثار درباره این نوشته، گفته های دیو دور سس سیسیلی است که در قرن اول پیش از میلاد ، این حجاری را به الهه سمیرامیس و صد نیزه داری که اطرافش را گرفته اند نسبت داده و گفته است: به دستور سمیرامیس در زیر نقش برجسته نوشته ای با حروف سریانی نقل کرده اند. دیودور با تکیه بر نوشته کتزیاس چین آورده است که : صخره مکان مقدسی بوده و به زئوس خدای بزرگ ایرانیان تعلق داشته است.

    ایزیدور خاراکسی جغرافی نویس باستان، درباره راه کاروان رویی که از شرق بابل تا مرزهای خاوری امپراطوری روم کشیده شده، شرحی نوشته و در آن بیستون را با پتانا در ناحیه کامبادنا نامیده است و می نویسد: در باپتانا نوشته و تصویری از سمیرامیس است . با وجود اختلاف نام بیستون با باپتانا که ایزیدور از آن یاد کرده ، در یکی بودن آنها کمتر می توان تردید داشت؛ چون در این کتیبه داریوش از ناحیه کامپاندا در سرزمین ماد نام برده است . ابن حوفل آن را نقش مکتبخانه ای میداند که معلم تسمه ای برای تنبیه شاگردانش تسمه ای در دست دارد . گاردان جهانگرد فرانسوی در سال ۱۷۹۴ این نقش را پیکره دوازده حواری مسیح دانست و تصویر فروهر را به مسیح نسبت داد.

    پورتر در سال ۱۸۱۸ حدس زد که این نقش ها پیکره شلم نصر و دوسردار و ده سبط ( قبیله ) اسرائیل است که به اسارت افتاده اند.

    خطر صعود از کوه مانع از آن می شد که کسی به کتیبه نزدیک شود. پورتر تا نیمه راه صعود کرد و طرحی از پیکره ها کشید. او درباره خطر بالا رفتن از کوه می گوید: هیچ زمانی بدون بیم مرگ از آنجا نمی توان بالا رفت. بالاخره در سال ۱۸۳۵ اولین کسی که این صخره را در نوردید، راولینسون انگلیسی بود که از ستون اول متن فارسی باستان نسخه برداری کرد. او افسر انگلیسی مامور تربیت سربازان شاهی در ایران بود ولی به علت اختلافی که بین دولت ایران و انگلیس پیش آمده بود، راولینسون مجبور شد ایران را ترک کند. اما در سال ۱۸۴۴ بعد از شرکت در جنگ افغانها ( جنگ افغانستان) مجدد به ایران آمد و بقیه متن فارسی باستان را رونویسی کرد و از ترجمه ایلامی آن که سکایی، مادی و شوشی جدید نیز خوانده شده نسخه برداری کرد. مطالعات وی در سال ۱۸۵۷ مورد توجه انجمن آسیایی پادشاهی لندن واقع گردید و به این ترتیب راز کتیبه بیستون گشوده شد. کار راولینسون سبب شد تا این کتیبه مورد توجه پژوهشگران زیادی از جمله پروفسور ویلیام جکسن از دانشگاه کلمبیا قرار گیرد که در سال ۱۹۰۳ از آن دین کرد و مطالعاتی بر روی کتیبه انجام داد که بیشتر تصحیح کار راولینسون بود. در سال ۱۹۰۴ اولین عکس ها توسط لینگ و تامپسون برای موزه بریتانیا گرفته شد و مطالعات مفصل تری درادامه کار راولینسون انجام شد. سپس در سال ۱۹۱۹-۱۹۴۸ ژرژکامرون کتیبه را مجدداً به طور کامل مورد مطالعه قرار داد. کامرون راه کوچکی را که سابقاً برای رسیدن به نقوش و کتیبه ها در سنگ تراشیده بودند، پیدا کرد و کتیبه دیگری را که در طرف راست آن واقع شده است برای اولین بار نسخه برداری کرد و معلوم شد ادامه کتیبه عیلامی است. ضمناً کامرون یک قالب تهیه کرد که هم اکنون در دانشگاه میشگان نگهداری می شود نتیجه مطالعات این دانشمند در خصوص کتیبه بیستون این بود که دارای سه نوع خط فارسی باستان ، ایلامی نو، بابلی نو یا اکدی است و پس از رمز گشایی فارسی باستان فهمیده شد که تصاویر به داریوش ، دو سردارش و ده شورشگر که در اوایل سلطنت او قیام کرده بودند، تعلق دارد و شرح سرکوب این یاغیان وجود دارد.

    статья за телесные повреждения украина مشخصات ظاهری کتیبه بیستون

    این کتیبه یکی از معتبرترین و مشهورترین سندهای تاریخی جهان است؛ زیرا مهمترین نوشته به خط میخی در زمان هخامنشیان است. مجموعاً سطحی را که این کتیبه در بر گرفته به طول ۵/۲۰ ( بیست متر و پنجاه سانتی متر) و عرض ۸۰/۷ ( هفت متر و هشتاد سانتی متر) است. کتیبه را در دو بخش مورد بررسی قرار می دهیم.

    http://ezdealdesk.com/delo/obrazets-tsifri-7.html образец цифры 7 نقوش

    نقش های این اثر تاریخی بر سطحی به طول ۶ متر و عرض یا ارتفاع ۳ متر و ۲۰ سانتی متر حجاری شده و شامل تصویر داریوش، و کماندار، نیزه دار شاهی و ۱۰ تن شورشگر است که یک تن در زیر پای داریوش و ۹ تن دست بسته در مقابل او قرار دارند و سرهایشان بجز نفر اول، به وسیله طنابی بهم وصل شده است و هر کدام لباس مخصوص کشور خود را بر تن دارند که آنها را از دیگری متمایز می سازد و بر بالای سر هر کدام نوشته ای است که نام شورشگر و محل شورش را معلوم می کند. اندازه قد هشت تن از آنان ۱۲۶ سانتی متر و آخرین نفر که سکو نخا نام دارد با کلاهش ۱۷۸ سانتی متر است. در این مجموعه شاه با چهره اصلی و با اندازه؛ ۱۸۱ سانتی متر نشان داده شده . پای چپ و کمان او که در دست پچپش قرار دارد، بر بدن گئوماتا که زیر پای او به حال تضرع افتاده، نهاده شده و دست راست پادشان به نشان پرستش به سوی فروهر بلند شده است. فروهر نماد اهورامزدا روبروی پادشاه قرار دارد و حلقه ای در دست چپ گرفته و دست راست خود را مانند پادشاه بلند کرده است که این حرکت ظاهراً علامت دعای خیر است. یک ستاره هشت پر بدون دایره بالای کلاه تقریبا استوانه ای شکل فروهر قرار دارد؛ همین نقش هم در تاج کنگره دار زیبایی که بر سر داریوش است، دیده می شود. پشت سر داریوش کماندار و نیزه دار شاهی ایستاده اند. شاه و افسرانش یکنوع لباس بلند پارسی در برو کفش سه بندی مشابهی به پا دارند. ولی سر بندی که بر سر افسران است، از لحاظ تزیین با تاج داریوش تفاوت دارد. ریش مستطیل شکل شاه نیز از ریش کوتاه سایرین متمایز است و همین بخش مستطیل ریش، الحاقی است؛ یعنی از تکه سنگ جداگانه ای ساخته شده و سپس با مهارت بسیار به چهره داریوش متصل شده است. در هر دو مچ فروهر، شاه و دو افسرش ، دستبند دیده می شود. این دقت و ظرافت در بتیردان، بند آن، منگوله های متصل به نیزه، ریش و سربند افسران شاهی هم به کار رفته است. گئوماتا تنها اسیری است که کش بندی به پا دارد و بقیه اسیران پا برهنه هستند. بر سطح حجاری شده، ۱۱ کتیبه نقش شده است. در برابر داریوش ۹ تن شورشگران کشورهای تابعه که دستشان از پشت بسته شده و به گردنهایشان طنابی کشیده اند، ایستاده اند. در بالای سر هر یک از اسیران و در زیر تنه گئومات مغ و بر روی دامن جامه اسیر سوم نام پادشاه شورشگر که نقش او نیز آمده و جایی که در آنجا شورش آغاز شده در لوحه کوچکی ذکر شده است. در تمام این لوحه ها یک نکته یادآوری شده است که مدعی « به دروغ» خویشتن را شاه خوانده است.

    آخرین نفر ایستاره ، سکونخای shunkha سایی scythian است که از کلاه نوک تیز بلندش شناخته می شود. نقش سکونخای پس از فتح سکاییه به این نقش و کتیبه اضافه شده است و برای اضافه کردن نقش این یاغی، مقداری از نسخه عیلامی کتیبه بیستون را محو کرده اند.

    نقش داریوش در کوه بیستون، چون دیگر نقوش عهد هخامنشی نفوذ هنر بابلی و آشوری را نشان می دهد. پیکر شاهنشاه در برابر اسیران درشت تر و بلندتر واسیران با قامتی کوتاه نقش شده اند. بلندی قامت داریوش در این نقش ۱۷۸ سانتی متر و دو نفر همراهان او که در پشت سرش ایستاده اند، ۱۴۰ سانتیمتر است. بلندی قامت اسیران به استثنای سکونخای، ۱۰۵ سانتی متر است.

    به طور کلی، حجاری بیستون از نظر تدوین و ترکیب اجزا، نقش آنوبانی نی پادشاه لولوبی در سرپل ذهاب و نقش نارام سین پادشاه اکد را در دربند گاور کردستان عراق در میزان گسترده تر، تکرار می کند

    структурные характеристики организации خطوط

    در زیر نقش ها خطوط فارسی باستان در ۴۱۴ سطر در ۵ ستون به طول ۲۳/۹ ( نه متر و بیست و سه سانتی متر) و عرض یا ارتفاع ۶۳/۳ ( سه متر و شصت سانتی متر) قراردارد.

    در دست راست کنار نقوش، یک بخش کتیبه ایلامی به طول ۶۰/۵ ( پنج متر و شصت سانتی متر) و عرض یا ارتفاع ۷۰/۳ قراردادرد و بقیه این کتیبه در سمت چپ در امتداد خطوط فارسی باستان به طول ۶۷/۵ و عرض ۶۳/۳ متر و کلاً ۵۹۳ سطر در هشت ستون قرار دارد.

    کتیبه اکدی ( بابلی) در قسمت بالای کتیبه سمت چپ ایلامی قرار دارد؛ با طول یا ارتفعا چهار متر (۴) و عرض از قسمت بالا ۵۲/۲ و در قسمت پایین ۳۱/۲٫ این کتیبه به شکل ذوزنقه و در ۱۱۲ سطر، مجموع خطوط و نقوش برابر با ۱۲۰ متر مربع است.

    متن کتیبه داریوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی ستون یک

    ………………………………………………………………………………………………………….
    граммидин способ применения کتیبه های کوچک

    علاوه بر کتیبه بزرگ بیستون که در بالا توصیف شد، یازده کتیبه دیگر نیز که به کتیبه های کوچک معروف اند بر صخره بیستون نقل گردیده اند. این کتیبه ها به سه خط و زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی تنظیم شده اند. جز متن اولین و آخرین کتیبه که فاقد ترجمه بابلی هستند سایر کتیبه ها در نزدیکی و کنار نقوش نل شده اند و معرف آنها هستند. کتیبه های کوچک بر خلاف کتیبه های بزرگ سالم باقی مانده اند.

    наклофен ретард инструкция نقش برجسته میتریدات دوم اشکانی

    در بیستون اثر یادگاری از میترات دوم موجود است که به دلایل تاریخی و باستان شناسی سزاوار است مطالعه شود؛ گرچه وضع نگهداری آن اکنون چندان خوب نیست. این بنای یادگاری در حد فاصل بین هرکول و کتیبه داریوش حجاری شده است. متاسفانه کتیبه داریوش حجاری شده است. متاسفانه کتیبه شیخ علیخان زنگنه مقداری از این نقش را محو کرده است ولی هنوز می توان در طرف چپ آن دو صورت بزرگ را به خوبی تشخیص داد. بقایای کتیبه یونانی بالای آن نقش و همچنین اثر نقش دیگری در طرف راست آن مشهود است و در طرف چپ آن تصویر سه اسب سوار با یک کتیبه کوتاه یونانی دیده می شود. تصویر ساده ای از قسمت محو شده به قلم گرونوت که همراه شاردن به ایران آمده در دست است. از این طرح می توانیم به ترکیب قسمت محو شده پی ببریم. عبارت کتیبه یونانی بالای این نقش حاوی این عبارت است: گوفاساتیس میتراتیس ناظر گوتازرس ساتراپ ساترپها و شاهنشاه بزرگ. این نقش قبل از ۱۱۱ پ. م حجاری شده، چهار نفری که نام برده شده از این قرارند:

    ۱٫ گوتازرس اول، ساتراپ ساتراپها. از قراری که از اسناد بابلی دانسته شده ، وی شریک سلطنت میتراداتیس در اواخر عمر او بوده است. و چون میتراداتیس ظاهراً در امر سلطنت اثر مستقیمی نداشت، گوتازرس جانشین او شد. این ساتراپ بزرگ از سلاله اشکانیان نیست. به طوری که از اسم او معلوم می شود ، از اهالی هیرکانی است.

    ۲٫ اسم دوم کاملاً محو شده و نامعلوم است ولی چون برای او لقبی ذکر نشده، از شاهزادگان موروثی بوده که بدون ذکر لقب، نام برده می شده است.

    ۳٫ اسم ، میتراداتیس نام شخصی است که به عنوان افتخاری یونانی ( پیپس تو مینوس) بعنی طرف اعتماد شاه که ظاهراً در زبان فارسی میانه به او شیکان و به زبان فارسی امروزی به امین السلطان می توان ترجمه کرد. از اسم مفرد او احتمال می رود که وی یکی از خاندان اخیر ( مهران) یعنی شاهان ری باشد.

    اسم چهارم، نام گوفاستاس نقش شده بدون لقب، گوفاتساس وابسته به خاندان سورن بوده است.

    پروفسور گیر شمن معنقد است که انتخاب جای این نقش برجسته در پایین نقش برجسته داریوش شاهنشاه هخامنشی اتفاقی نیست.

    شاه اشکانی می خواهد با ایجاد نقش بجسته در آنجایی که شاهنشاه بزرگ برای خود اختصاص داده است، خود را اعقاب سلسله شکوهمند هخامنشی بنمایاند و سلسله جدید اشکانی را به آن پیوند دهد. نام کسانی که در نقش دیده می شوند به خط یونانی نوشته شده است.

    نقش گودرز دوم اشکانی

    در جهت شرقی نقش برجسته میتریدات دوم بر روی همان صخره، نقش کنده کاری شده یکی از جانشینان او یعنی گودرز دوم ( ۴۶-۵۱ م ) همراه با کتیبه ای دیده می شود. در این نقش ، پیروزی کودرز دوم بر رقیب مهرداد نشان داده شده است. مهرداد یکی از شاهزادگان پارتی بود که در دربار « گلاودیوس» امپراتوری روم پرورش یافت و به تشویق مپراتوری برای تصاحب تاج و تخت به ایران لشکر کشید ولی مغلوب گودرز دوم شد. این نقش دو سوار مسلح به نیزه را نشان می دهد؛ در حالی که یکی، دیگری را به زمین می افکند. در بالای سر گودرز فرشته ای درحال پرواز است. در دست فرشته حلقه گل پیروزمند تاج گل می نهد و منشاء یونانی دارد، نقشهای دیگر این نقش برجسته کاملاً ایرانی است. در پشت سرگودرز نقش یکی از نزدیکانش دیده می شود. کتیبه ای به خط یونانی قدیم، نام این دو پادشاه را در برداشته است. عبارت کتیبه به نوشته ویلیام جکسن چنین بوده:

    « مهرداد پارسی… گودرز شاه شاهان، پسر گی»

    اما امروز تمامی کتیبه- جز نام گودرز که هنوز هم به آشکارا خوانده می شود- محو شده است. دو نقش بر جسته ذکر شده، دو اثر ارزنده ومعدودند که از دوره اشکانیان در ایران شناخته شده است.
    ………………………………………………………………………………………………………..

    http://sam4s.kz/tech/kompyuterne-vidit-dvd-diskchto-delat.html компьютерне видит dvd дискчто делать بنای پارتی ( پرستشگاه پارتی)

    در شمال حجاری داریوش در بیستون، آثار بنایی از دوره پارتی باقیمانده است. به عقیده پروفسور لوشای رئیس هیاًت حفاری ایران و آلمان این بنا پرستشگاهی است که در زمان اشکانیان همزمان با آثار دیگر این دوره در بیستون ساخته شده است. این پرستشگاه که بر روی تخته سنگ منقوش اشکانی قرار دارد، از دو صفه به وسیله ۱۰ پله که از سنگ کوه در آورده شده اند به هم مربوط می شوند. در ازای هر یک از پله ها در حدود ۸۰ سانتی متر است. این پله ها به طور نامنظم تا نقش ولگش ادامه دارد.

    در میان صفه بالایی، آتشدانی دیده می شود. قطر دهانه ازن آتشدان ۳۵ سانتی متر است.

    سفالینه های زیادی از دوره پارتی در تمامی این قسمت دامنه کوه بیستون ( پراو) وجود دارد. هیات مشترک حفاری ایران و آلمان برای روشن شدن وضع این دوره، در زمینهایی که امروز در آن کاخانه قند احداث شده و م همچنین در قبرستان دهکده بیستون، چند ترانشه زده. در تمامی این ترانشه ها بقایای دیوارهایی با سنگهای نتراشیده همراه با سفال پارتی دیده شد. هیات احتمال می دهد که این محل باقیمانده قلعه یا شهری از دوره پارتی است که همزمان با آثار دیگر آن دوره ساخته شده است. درازای دیوارهای بدست آمده ۱۲۰۰ متر و پهنای آن ۴ متر است که تقریباً در تمام ترانشه ها به یک سبک ساخته شده و وسعتی در حدود ۵۰۰۰۰۰ متر مربع را در بر گرفته است. در دوره اسلامی، قسمتی از این محل برای قبرستان استفاده شده است. بر روی آثار پارتی قبوری از دوره اسلامی کشف گردید که با تکه سفالهای پارتی توام بود.

    نیز در حفاری ها و تحقیقات ۱۳۳۹-۱۳۵۰ موسسه باستانشناسی آلمان آمده است که : « شهر اشکانی بغستان در بیستون: در دامنه کوه بیستون، در شمال شرقی دریاچه، چشمه دژمادها و نقش برجسته داریوش، یک منطقه مسکونی اشکانی به طول حداقل ۸۰۰ متر و به عرض قریب ۳۰۰ متر قرار دارد که با توجه به بقایای دیوارها و سفالهای مکشوفه در آنجا اشکانی بودن آن به ثبوت رسیده است و این منطقه مسکونی از هر لحاظ با بغستان تطبیق دارد.

    این منطقه مسکونی با نقوش برجسته مهرداد و گودرز، دو پادشاه اشکانی که مربوط به قرن اول قبل از میلاد مسیح و قرن اول بعد از میلاد مسیح و همچنین سنگ اشکانی که مربوط به قرن دوم تا سوم بعد از میلاد مسیح می گردد، مربوط بوده است.»

    ضمن تحقیقاتی که از طرف موسسه باستان شناسی آلمان در بیستون به عمل آمده، حدود منطقه مسکونی مزبور تعیین شده و همچنین نقطه ثقل ساختمانهای اشکانی در این دژمادها معین گردیده است.

    نقش ولگش ( ولخش ) پارتی

    در دامنه کوه بیستون در حدود چهار صد متری نقش گودرز، تخته سنگی بزرگ دیده می شود که بر آن نقش هایی کنده شده است. این مجموعه تخته سنگ چهارضلعی نامنظمی است به بلندی ۲۵۰ سانتی متر که گرداگرد آن به شش متر می رسد. در سه جانب آن نقش هایی با برجستگی کم حجاری شده است. نقش وسط مردی است به بلندی ۱۸۰ سانتی متر با ریش توپی و سبیلی تابداده و گیسوانی بلند. سربندی، موهای بلندش را تزیین کرده است. نیم تنه ای ساده- از کمر به بالا چسبان، و دامنی گشاد بر تن دارد. گردن بندی به گردن آویخته و کمربندی بر میان بسته است. پنج حلقه کمر بند به خوبی دیده می شود. از حله میانی، دو رشته روبان آویزان است. در سمت چپ جامی، به بلندی ۱۳ دهانه ۱۷ سانتیمتر دارد و دست راست را بر فراز آتشدانی دراز کرده است و چیزی را که در میان انگشتان گرفته است، در حال رها کردن در میان آتش نشان می دهد. شلواری گشاد با مچهای بسته بر پا دارد . آتشدان، استوانه پایه داری است به بلندی ۷۲ سانتیمتر. بر بدنه آتشدان، کتیبه ای پارتی کنده شده است. متن این کتیبه به دست پروفسور گرد گروپ استاد باستان شناسی آلمانی در ۱۹۷۰ به چاپ رسید.

    کتیبه در ۹ سطر از بالا تا پایین آتشدان نوشته شده است که به علت آهکی بودن سنگ به مرور قسمتی محو و ناخوانا شده است.

    متن کتیبه

    این پیکر ولگش شاهنشاه پسر ولگش شاهنشاه نوه پ……….

    با توجه به کتیبه فوق، معلوم می شود نقش میانی یکی از جانشینان گودرز دوم؛ یعنی ولگش ( یا ولخش) است ( در سلسله اشکانی پنج شاه به نام ولگش از سال ۱۵۱ الی ۲۲۳ میلادی سلطنت کرده اند. گرد گروپ به علت محو بودن آخر کتیبه ، مشخص نکرده است که این نقش به کدام ولگش تعلق دارد) .

    بر سمت چپ نقش ولگش، در ضلع دیگر تخته سنگ، نقش دیگری از سنگ در آورده شده است. حالت کلی نقش طوری است که بیننده تصور می کند صاحب نقش در حال گام برداشتن به طرف نقش میانی است. صورت نقش فربه و بدون ریش است. ظاهراً نقش زن یا جوانی است به بلندی ۱۵۹ سانتیمتر که جامه ای نظیر جامه ولگش بر تن دارد. گردن بندی گردن را اراسته است. دست چپ را بر کمربند استوار کرده و بازوبندی که خیلی مشخص حجاری شد، بر بازوی چپ بسته است. دست راست را در حالی که از آرنج خم کرده، به طرف بالا گرفته و شیئی را که احتمالاً برسم یا دسته گلی است میان پنجه های خود دارد. بر دست راست نقش میانی، در ضلع دیگر تخته سنگ، سومین نقش کند کاری شده است. حالت این نقش نیز مانند نقش قبلی، گویی در حال حرکت به سوی نقش ولگش است؛ نیم تنه ای که تا زانوانش می رسد به تن دارد و کمر بندی بر میان بسته است.

    گردنبندی کاملاً مشخص بر گردن دارد. صورت نقش را ریشی توپی مانند نقش میانی پوشانده است. دست چپ دیده نمی شود ولی دست راست به خوبی حجاری شده و شیئی که تشخیصش دشوار است، در دست دارد. پای پوشی نظیر چکمه به پا دارد. بر بالای ران پای راستش نواری بسته شده که دنباله آن را باد به حرکت درآورده است. بلندی قامت این نقش ۱۶۴ سانتیمتر است.

    ضلع دیگر این تخته سنگ از بالا تا پایین ، کاملا تراش خورده و آماده کندن نقش یا کتیبه شده است.

    در اطراف این تخته سنگ، سنگ های تراش داده شده و نیمه کاره بسیار است که تا ابتدای دیواره کوه به طور پراکنده دیده می شود.

    هیات حفاری مشترک ایران و آلمان در نزدیکی این تخته سنگ ترانشه ای به ابعاد ۰۵۱*۰۰۲ سانتی متر زد که در عمق ۵۰ سانتی متری آن به خمره شکسته سفالی ساده بدون لعاب برخورد که در آن اسکلتی قرار داشت. خمره شبیه خمره های پارت هاست که در دامنه کوه طاق بستان در سالهای اخیر به دست آمده است.

    …………………………………………………………………………………………………………

    http://lifebasis.ru/leon/virashivanie-osetrovih-biznes-plan.html выращивание осетровых бизнес план دیواری عظیم از دوره ساسانی

    در کنار رودخانه گاماسی آو در ساحل راست رودخانه گاماسی آوف در اراضی جنوبی بیستون، دیواری طولانی از سنگ تراش و قلوه سنگ و ملاط، بنا شده است. این دیوار عظیم ضمن کاوش های هیات باستان شناسی مشترک ایران وآلمان بین سال های ۴۶-۱۳۴۲ ش. کشف وخاکبرداری شده. درازای دیوار ۱۱۰۰ متر و قطر آن ۲۵۰ سانتیمتر است. نمای خارجی دیوار با سنگ تراشیده شده است و پشت سنگ ها را با قلوه سنگ های ریز و درشت پرکرده اند. قسمت های قدیم تر را که در ملاط گچ غربالی و قسمت های بعدی را در گل کار گذارده اند. سنگ های حجاری شده دیوار، چهار گوشه هایی هستند که اندازه های آنها یکنواخت نبوده و در ابعاد ۸۰*۶۵ و ۶۰*۹۰ و ۱۰۰*۱۰۰ سانتیمتر ساخته شده اند. بلندی دیوار چهار تا پنج متر است. در اغلب سنگ های حجاری شده دیوار، علایم ویژه حجاران عصر ساسانی ه چشم می خورد و عظمت این دیوار در وهله اول با توجه به سرستون های پیدا شده در بیستون این تصور را بوجود می آورد که منظور از بنای آن شاید ایجاد کاخی بزرگ به بزرگی قصر شیرین بوده است که نتوانسته اند ساختمان آن را به پایان برسانند. ادامه حفاری، نظریه دیگری را که شاید به حقیقت نزدیکتر باشد مطرح می کند. هیات حفاری احتمال می دهد که منظور از احداث این دیوار سدی بوده است برای شکارگاه سلطنتی که ما می توانیم تصاویر آن را در طاق بستان ببینیم. بر دیوار سمت چپ ، طاق بزرگ نیزاری است که گرازماهی و مرغابی فراوان در آن دیده می شود. شاه در این نقش در میان قایق ایستاده و به شکار گراز مشغول است. بنای اصلیی سد به درازای ۱۱۰۰ متر و پهنای ۵۰۰ متر است. از ابتدای پل خسرو شروع شده و در امتداد رودخانه گاماسی آو ۱۱۰۰ متر پیش می رود و سپس رودخانه را عرضی قطع می کند و تا نزدیک دهکده بند عبدی به درازای ۵۰۰ متر ادامه می یابد. ضلع شمالی آن از پل خسرو ۵۰۰ متر به طر جاده ساسانی که در آن روزگار به تخت شیرین و سرماج می رفته است کشیده شده و سپس به طرف جنوب به طول ۱۱۰۰ متر تا دهکده بند عبدی ادامه داده شده است. ضمن کاوش در امتداد دیوارهای سدف سر یک پیکان کوچک که ویپه شکار پرندگان بوده بدست آمده است. بر روی این دیوار ساسانی، بقایای بنایی از دوره ایلخانی و مغول دیده می شود.

    سنگ های تراش خورده ساسانی

    در سرتاسر دهکده سابق بیستون اراضی اطراف آن، هر جا که بنا یا چند سنگ تراشیده شده دیده شودف یک یا چند علامت یا خط مربوط به دوره ساسانی را بر آنها می توان دید که نمونه های آن، حدود ۴۲۷ علامت حجاری شده ( از حجاران ساسانی و سوریان ) بر سنگ های کاروانسرای صفوی بیستون، پل صوی بر روی دینور آب پل خسرو بر روی گاماسیاب و … است. به نظر می رسد که این سنگها جهت برپایی بنای عظیمی تهیه شده و ناتمام رها گردیده است.

    سر ستون های بیستون در طاق بستان

    در محوطه آثار باستانی طاق بستان شش سر ستون باستانی وجود دارد که چهار عدد آنها از بیستون جهت نگهداری به این مکان آورده شده است. سه سر ستون از چهار سر ستون منقوش است.

    سر ستون شماره یک

    چهار ضلعی مانند هر می مربع القاعده معکوس است ۷/۹۱سانتیمتر بلندی دارد. قطر سطحی که سر ستون بر روی تن ستون ۹۰*۹۰ سانتیمتر است.. این سر ستون شامل سه قسمت است: قسمت پایین که محل قرار گرفتن سر ستون بر روی تن ستون است، ماننند کمر بندی که با نقش های گل و بوته تزیین شده برگرداگرد سر ستون پیچیده است؛ قسمت میانی اضلاع هرمی شکل سر ستون را تشکیل می دهد. در یک طرف آن نقش نیم تنه شاهنشاه ساسانی دیده می شود. پادشاه همان تاجی را بر سر دارد که معمولا بر سکه ها خسرو پرویز دوم ضرب شده است. بر بالای تاج ، قرص خورشید- در میان هلال ماه- و در طرفین هلال ماه دو بال عقاب دیده می شود. حاشیه لباس و کمربند و حتی نام شمشیر او مزین به رشته های مروارید است.

    برگرداگرد سر شاه هاله ای است که در مجلس شکار گراز در بدنه سمت چپ طاق بزرگ طاق بستان هم دیده می شود. پادشاه همان تاجی را بر سر دارد که معمولاً بر سکه ها خسرو پرویز دوم ضرب شده است.

    بر بالای تاجف قرص خورشید- در میان هلال ماه- و در طرفین هلال ماه دو بال عقاب دیده می شود. حاشیه لباس و کمربند و حتی نام شمشیر او مزین به رشته های مروارید است. بر گرداگرد سر شاه هاله ای است که درمجلس شکار گراز در بدنه سمت چپ طاق بزرگ طاق بستان هم دیده می شود. در سمت چپ سرشاهنشاه نقش گلی است که به طور کامل باز شده و از روبرو نمایش داده شده است.

    بر سطح دیگر سر ستون که در جهت مخالف نقش شاه قرار دارد، نقش الهه آناهید ( = آناهیتا) دیده می شود. آناهید جامه ای فاخر و پرچین بر تن دارد و ردایی ستاره نشان که تا آرنج هایش را پوشانیده بر روی دوش خود انداخته از جلو بر روی سینه بسته شده است.

    هر تسفلد معتقد است لباسی که الهه ناهید بر تن دارد به سبک یونانی است. الهه ناهید در دست راست نماد شاهی را گرفته و دست چپ را بر روی سینه نهاده است. گرداگرد سر آناهید هاله ای دیده می شود در سمت چپ سرش، گلی نظیر آنچه در نقش شاهنشاه دیده می شود حجاری شده است. بر سطوح سوم و چهارم سر ستون، گلهای کوچکی که شبیه به نیلوفر آبی هستند، در مربع های کوچک درآورده شده اند. سومین قسمت سر ستون کمربندی به پهنای ۱۲ سانتیمتر است که در بالای نقش ها قرار دارد. در هر سطح سر ستون، نه تا ده گل هشت پر که کاملاً باز شده ف دیده می شود.

    سرستون شماره دو:

    این سر ستون نیز مانند سر ستون شماره یک، هرمی است مربع القاعده معکوس به بلندی ۹۰ سانتیمتر. قطر سطحی که سرستون بر روی تن ستون می نشیند، ۵۶ سانتیمتر و سطح فوقانی سر ستون ۹۰*۹۰ سانتیمتر است. این سر ستون نیز از سه قسمت تشکیل شده است: نقش های هر سه قسمت شبیه نقشهای ستون شماره یک است؛ با این تفاوت که نقوش گیاهی بر روی تن ستون بسیار جالب و ظریف از سنگ درآورده شده است. این نقش قسمتی از درختی است که برگهای آن شبیه لنگر است و در بالای آن گل شگفت انگیزی دیده می شود.

    هر تسفلد تصور می کند که این گیاه نمونه ای از درخت زندگانی است که در افسانه های کهن ایران به صورت های گوناگون دیده می شود. از قبیل درخت گوکرن و درخت ون ی و ذبیش که شفابخش امراض مختلف بوده است.

    سر ستون شماره سه:

    مشخصات کلی این سر ستون قبلی یکی است؛ با این تفاوت که نقوش این سرستون به ویژه نقش شاهنشاه و آناهید برجسته تر از نقوش دو سرستون دیگر و بدان می ماند که تندیس هایی را بر هر یک از اضلاع سرستون چسبانیده اند. در دست چپ آناهیدف در این سرستون، شیئی دیده می شود که به عقیده هر تسفلد شاخه ای از گیاه سدر است.

    بلندای این سرستون ۸۷ سانتیمتر و قطر محل قرار گرفتن آن بر روی تن ستون ۶۱ سانتیمتر و سطح فوقانی آن ۸۶*۸۶ سانتیمتر است.

    نقش های گل و بوته در دو سطح دیگر سر ستون شاخ و برگهایی است که در گلدانی قرار دارند و نه تنها تمامی این دو سطح سرستون را پوشانده اند بلکه در سطوحی که نقش شاهنشاه و آناهید هم در آنها قرار دارد، دیده می شوند.

    یک جفت دیگر از این سرستون ها سابقاً در اصفهان بوده که فلاندن نقش آنها را در کتاب مسافرت به ایران ارائه داده است، این سرستون ها در حال حاضر در موزه ایران باستان نگهداری می شوند.

    به گمان هر تسفلد این سه جفت سرستون به جلو خان بنایی تعلق داشته که دارای سه طاق بوده است و این سرستون ها طوری قرارداده شده بودند که نقش شاهنشاه در سمت چپ و نقش آناهید در جانب راست واقع می شده است. در نتیجه از جفت شدن دو به دو تصاویر سه مجلس کامل به وجود می آید.

    البته این عقیده هر تسفلد زمانی صادق است که قبول کنیم سرستون هایی که فلاندن دیده از هر نظر با سرستونهای موجود در طاق بستان یکی بوده است؛ در حالی که هیچگونه وجه تشابه بین سرستون های اصفهان و بیستون دیده نمی شود.

    دیگر اینکه ظواهر امر نشان می دهد که هر تسفلد از وجود شش سرستون در مسجد جامع کرمانشاه ( صحن امیری) بی خبر بوده است.

    این سرستون ها از نظر ابعاد و نوع سنگ ، با سرستون های موجود در طاق بستان یکی هستند. نقوش این شش سرستون به علت به کار بردن آنها در بنای اسلامی، به وسیله کافرایان محو شده است ولی با همه کوششی که در محو این نقوش و تزئینات شده، در اضلاع برخی از آنان بقایای نقش ها و گل و بوته دیده می شود.

    اوایل اسلام

    با انقراض سلسله ساسانی (۲۲۴-۶۵۲ م) به دست اعراب ، هنر ساسانی- آخرین جلوه هنر شرقی قدیم- دستخوش تغییر گردید. این تغییر نتیجه دگرگونی عقاید ایرانیان نو مسلمان بود که تحولاتی در تمام شئن بویژه در هنر بوجود آورد.تغییر کاربری بناهای ساسانی و بکار گرفتن بازمانده مصالح ساختمانی دوره ساسانی برای ایجاد بناهای تازه ، خود نمونه ای از آن است.

    در بیستون نیز ساختمانهای تازه مانند بسیاری جاهای دیگر از مصالح ساختمانی دوره ساسانی با شیوه ای جدید ساخته شد. نمونه این نوع بناها ساختمانی در میان دهکده بیستون معروف به کاروانسرای قدیمی است که آثار آن هنوز پابرجاست . آنچه مسلم است این بنا در حدود سده های سوم و چهارم هجری قمری با بازمانده مصالح دوره ساسانی و با استفاده از بقایای بنایی از این دوره ساخته شده است.

    پروفسور لوشای با در نظر گرفتن موقعیت بیستون در شاهراه غرب و شرق، احتمالاً این بنا را قلعه یا چاپارخانه ای دانسته که در زمان آل بویه- دیالمه ساخته شده است.

    درست است که آل بویه با گرفتن بغداد – مرکز خلافت بنی عباس در سال ۳۳۴ ق . و به اطاعت آوردن خلیفه مستکفی ( ۲۳۳-۳۳۴ق. ) و جانشینانش – آنچنان قدرتی بهم زدند که تا آن زمان دیده نشده بود، ولی این نمی تواند دلیل آن باشد که بنای مذکور ساخته و پرداخته پادشان آل بویه است. با توجه به دوستی امرای سلسله حسنویه بویژه حسنویه و بدر عمارتهایی نظیر مسجد جامع دینور، قلعه سرماج و پل الیشتر و دیگر بناهایی که ما از آنها آگاهی نداریم، آیا نمی توانیم احتمال دهیم همانگونه که قلعه سرماج با مصالح ساسانی موجود در تخت شیرین در زمان حسنویه، تکمیل و نوسازی گردید بنای بیستون نیز به وسیله امرای این سلسله محلی با استفاده از مصالح موجود، بازسازی و به صورت دلخواه درآمده است موقعیت جغرافیایی بیستون که میان دینور و سرماج دو مرکز اصلی سلسله حسنویه قرار دارد دلیل دیگری است به اینکه این بنا می تواند دژی باشد برای حفاظت از دینور و سرماج.

    کتیبه های اسلامی

    میان دهکده سابق بیستون، از سده های اولیه اسلامی، کتیبه هایی بر سنگ دیده می شود. برخی از این کتیبه ها بر روی سنگ های تراشیده دوره ساسانی نقر شده و بعضی از آنها قسمتهایی از کتیبه های بناهایی است که معمولاض به خط کوفی تزئینی است. قطعه سنگ آهکی که قسمتی از سر در سنگی بنایی است که با خط کوفی تزئینی عبارت زیر در یک سطر برآن آورده شده است.

    ( لا اله الا الله )

    قسمت دوم کتیبه که باقی مانده است، در محوطه باستانی طاق و بستان نگهداری می شود.

    بر روی قطعه سنگی از سنگ های تراشیده شده کاروانسرای قدیمی بیستون که در حدود سده های سوم و چهارم هجری قمری با بازمانده مصالح دوره ساسانی بنا گردیده است، با خط کوفی شاید هم ثلث کهن، کتیبه زیر در چهار سطر نقر شده است: لا اله الا الله محمد رسول الله

    بر روی یکی دیگر از قطعه سنگ های تراشیده شده کاروانسرای قدیمی که دیوار آن بکار رفته است کتیبه این دیده می شود. این کتیبه با خط کوفی که جنبه تزئینی بیشتری نسبت به دو کتیبه دیگر دارد در دو سطر نقر شده است:

    نظرات کاربران در "آشنائی با طبیعت وآثارباستانی کرمانشاه-کتیبه ها"
    دانلود کتاب صوتی
    دانلود مهندسی



    ارسال